پارت پانزده :

کسی زنگ خانه را خیلی عجیب می‌فشرد... انگار که طلبکاری بود و پی طلبش آمده بود! میعاد دست‌هایش را بر روی دسته‌های قدیمی مبل تکیه داده بود که با شنیدن صدای آیفون نگاهش را از موبایلش گرفت و سر بلند کرد. صدای زنگ یک بار دیگه بلند شد و میعاد به طرفش رفت.
- کیه؟
- سهندم!
صدای برادرش قلبش را پر هیجان به تپش انداخت. از خودش پرسید یعنی ممکن است او فهمیده باشد؟ قطعا که فهمیده بود! نوع زنگ زدن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • چیپسی

    0

    میعادو تینا هر دو یه تخته کم دارن خدا در و تخته رو خوب واس هم جور کرده 😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • هستی

    0

    میعاد کم عقل ، میعاد کم عقل

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    0

    فکر نکنم تینا ازش خوشش بیاد 😅😅😅

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    رمان جذاب وباقلم قوی نویسنده ادپ رو ترغیب به دنبال کردن رمان می کند

    ۱۰ ماه پیش
  • asall

    0

    عی سورن شیطووون😂 همه جا باید آتیش بسوزونه ... سهند خودش خدازده س تو دیگه کاش ولش کنی

    ۱ سال پیش
  • ضحا

    0

    به نظرتون طبیعیه که ازسورن خوشم اومده؟😅

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    طبیعیه😋

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    میعاد و تینا چه شود

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    در و تخته

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    0

    من فکر کردم طاهره واقعا دلش سوخته برای سهند☹️ سورن قشنگ میعاد رو شست و شو مغزی داد میعاد که صبح فهمیده چطور دلش اومده؟

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میعاد صبح فهمید براشم خیلی مهم نبود ولی واکنش سهند رو که دید ترسید چون کلا ترسوئه😄

    ۱ سال پیش
  • هدی

    0

    یه لحظه فک کردم واقعا طاهره به فکر سهنده😓

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥲💔💔💔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    سورن، میعاد رو قشنگ تو مشتش گرفت....🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️ با دیدن سهند، یاد بردیا میفتم😂 جفتشون مظلومن🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میعاد به شدت سست عنصره سورن هم که بلده چطوری کنترل دیگرانو به دست بگیره🙄🤨

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    با یادآوری بردیا یاد منم بیفت که اولین فنش بودم اینجا😅

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    میعاد تا کی میخواد سست عنصر باش چرا فقط سورن حرفی میزنه میگه چشم خوب پسر یکم تحقیق کن ببین سورن برای چی این پیشنهاد ها را مید 😤😑

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا هم سست عنصره🙁

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    0

    عاشقتم سورن😍ولی خدایی سهند گناه داره بیخیالش شو آخه تو مشکلت با این فلک زده چیه😭

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا مشکلش چیه آخه.... منم این وسط بین کاراکترام موندم هردوشون رو دوست دارم 😔

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    0

    واقعا چقدرم پرروعه میگه گفتم حقوق این ماهو بهت بدن😐

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میعاد دیگه ساده نیست حسابی احمقه🙁

    ۲ سال پیش
  • moon

    0

    میعاد دقیقا نمونه بارز یک آدم سست تشریف داره، پسره حرص درار 😐💔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همینطوره😐👌🏻

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    میعاد خیلی شخصیت ضعیف وآویزونی داره،هرجورشده میخوادخودشو بند سورن کنه ولی اون اصلا آدمم حسابش نمیکنه، یه ذره ازاحساس مسئولیت وبرادری که سهند داره این بهش نداره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله میعاد خیلی خیلی ضعیفه💔ای کاش یه ذره برای سهند برادر می‌بود

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!