خیال گلستان به قلم ساناز لرکی
پارت بیست و سوم :
چند روز بعدی با آرامش سپری شد. به کمی استراحت نیاز داشت تا خودش را بازیابد. بر خواست دلش فائق آمد و هر بار که مهرداد برای سر زدن آمد، پایین نرفت. در اتاق طبقهی بالا ماند و خودش را به کاری سرگرم کرد. هنوز یک ماه نشده حال خودش را باز یافت و در ماه دوم آنقدر سرپا شد که بتواند به محقق کردن رویاهایش بیندیشد. بیشتر کار میکرد و اغلب رویا میبافت. دقیقا در بنبست محض گیر افتاده بود و نمی
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
نسترن
10خیلی زیبا بود😘
۳ ماه پیشساناز لرکی | نویسنده رمان
❤️❤️
۳ ماه پیشعلیرضا
00خانم لرکی من پارت هارو با سکه دارم میخونم چرا پارت های قبلی رو که سکه پرداخت کردم و خوندم رو دوباره میخوام بخونم برام باز نمیشه و باید بازم سکه پرداخت کنم؟؟؟؟
۳ ماه پیشساناز لرکی | نویسنده رمان
سلام وقت به خیر سکه ۲۴ساعت باز میکنه
۳ ماه پیشعلیرضا
00عاااالی
۳ ماه پیش
پرنیا
10حقتو بگیر پرنیان کاری کن ب پات بیفته عشق اون عاقا به سال فروکش میشه