پارت بیست :

- کدوم آتیش! اگه پرنیان نبود هیچ‌وقت این‌جوری بین من و الناز شکرآب نمی‌شد!
پرنیان نماند تا بیش‌تر بشنود. تا همین‌‌جا کافی بود. از خانه بیرون زد. مهم نبود چه بلایی بر سرش می‌آید فقط می‌خواست برود. سوار اولین ماشینی که عبور می‌کرد، شد‌. گوشی‌اش که زنگ می‌زد را از جیبش بیرون آورد. مهرداد بود. اجازه داد قطع شود و بعد پیام داد.
- سلام، عزیزم من جایی کار دارم، خودم برمی‌گردم. ممنون

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    3

    واقعااین مقداراز صبر و حوصله ستودنیه...من ک میخوام مهرداد و چپ و رو کنم

    ۸ ماه پیش
  • پانی

    1

    باید می فهماند که صداش رو شنیده مهراد عوضی اصلا کسب ک راضی بشه با مرد زن دار ازدواج کنه باید به عقلش شک کرد آخ کدوم آدم عاقلی زندگی دو نفر رو خراب می کنه

    ۱ سال پیش
  • پرنیا

    1

    خوبه باز براش پول ریخت 😒😒

    ۱ سال پیش
  • Sami

    0

    ممنون از قلمتون.عالی

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ممنون از شما

    ۲ سال پیش
  • asal

    2

    تروخداااا بیشتر پارت بزارین خیلی جذابههه

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    2

    بسیار زیبا💜🌹

    ۲ سال پیش
کپی شد!