پارت شصت :


درد شبانه را احاطه کرده بود. بدون این‌که چشم بگشاید حس عمیق استیصال وجودش را در برگرفت. احساس کرد روی تخت خوابیده است . شبیه یک ریشه‌ی از خاک درآمده بود که باد هر لحظه به سویی می‌کشاندش. جرئت چشم گشودن نداشت. احساس کرد نوعی آرامبخش درونش هست احتمالا نوعی مورفین بود که در خونش جریان داشت.
احساس بی‌وزنی می‌کرد و سرش گیج می‌رفت. سعی کرد دستان و پاهایش را تکان بدهد. می‌ترسید تبدیل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nina

    0

    دلم میخواد در اوج اندوه این پارت مثبت فکر کنم. زندگی آراز سراسر زجر بود حتی بدون اینکه کسی وقت کنه مجازاتش کنه...پس الان بالاخره آروم شد و این چقدر دردناکه😭💔

    ۶ ماه پیش
  • زری گلی

    2

    جوری گریه کردم سر این رمان که نگم💔 آراز هم فهمید چه غلطی کرده ، فهمید اما چه بد موقع ،یه جوریه دلت به خاطر بلاهایی سرشون اومده به درد میاد گریه می کنی و غلطای اضافشون رو میبینی میخوای مجازات شن چون کاراشون رو توجیه نمیکنه . این رمان برای خیلی قبله اما الان اپستین رو که میبینی... زارزار گریه کردم

    ۷ ماه پیش
  • غزال

    1

    هعیییی بمیرممم💔

    ۷ ماه پیش
  • ایدا

    1

    یعنی فقط منم و از مردن اراز ناراحت نشدم ؟ انگشت شبانه رو قطعععع کردداا یادتون رفته

    ۸ ماه پیش
  • مترسک

    0

    وایییییییییی خدایا اصلا نمی خوام قبول کنم اراز چیزیش بشه وااای😭😭😭

    ۸ ماه پیش
  • گلی

    0

    اراز خیلی گناه داشت کاش

    ۸ ماه پیش
  • K

    2

    دردی که آراز داشت میخوردم و زجری که شبانه میکشید رو خیلی خوب منتقل کردی خانم لرکی

    ۸ ماه پیش
  • ویونا

    0

    از این کلیشه متنفرم که همیشه پسر گناهکار قربانی میمیره...بسی غمگین شدم

    ۸ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    اینقدر این پیامتو دوست داشتم مخاطب صالح منی

    ۸ ماه پیش
  • ویونا

    1

    سلام من فن جدیدتم

    ۸ ماه پیش
  • مهسا

    2

    دلم میخواد منطقی فکر کنم و بگم خوب شد که آراز مرد به سزای اعمالش رسید ولی نمیتونم...💔

    ۹ ماه پیش
  • Hln

    1

    دلم واسه آراز کباب شد حتی فکرشم نمی کردم آخه چرا😭

    ۹ ماه پیش
  • GOLBARG

    1

    می دونستم آراز قراره بمیره ولی فکر نمی کردم با خودکشی..._واقعا غمگین شدم

    ۱ سال پیش
  • Nikii

    0

    وای اراززز😫

    ۱ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    واییییییی نه من اراز چرا مرددددد خیلی گناه داشت😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • Najva

    3

    آراز خودش جواب کارای خودشو داد.🖤🥀

    ۱ سال پیش
  • Sodaba

    2

    آراز بیچاره 💔😭

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️