پارت شصت و هفتم :

در تحلیل رفتارهای آریا مانده بودم.مرا هر لحظه یه یک سمت می‌کشید.برخلاف میلم از روی صندلی بلند شدم و با آریا همراه شدم.اصلا انتظار این حجم از سکوت را نداشتم ولی آریا تا رسیدنمان به خانه حتی یک کلمه هم حرف نزد.مرا به طور کامل نادیده گرفت.با توقف ماشین گفت:
_ برو کیف مامانمو از داخل اتاقش بیار …یالا
درب را باز کردم و از ماشین پیاده شدم. زیپ کیفم را به نیت پیدا کردن کلید خانه، باز کردم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!