راز شبانه به قلم ساناز لرکی
پارت پنجاه و چهارم :
تمام دخترهای زیرزمین را به طبقهی دوم انتقال دادند. جایی که تخت داشت، گرم بود و نیازی نبود روی چوبهای کف زمین بخوابند. دستور مستقیم آراز بود و شبانه از اینکه میتواند آنجا از آنها عکاسی کند حس بهتری داشت.
جایی توی سر شبانه هنوز امیدی وجود داشت که بتواند این شرایط را تغییر دهد، خیلی چیزها وجود داشت که نمیشد درستش کرد اما چارهای جز ساختن و مدارا کردن با مردی که پادشاه این ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهسا
11هرررر کاری میکنم نمیتونم از آراز متنفر بشم کاش یکی دیگه پشت تمام اتفاقات باشه
۶ ماه پیشAnita
1مرسی ساناز عزژز بابت پارت زیبا 💗
۱۰ ماه پیشFatemeh
4وای فکر کنم منم مث اراز روانی شدم اخه هم میخوام ارازو بکشم هم از یه طرفم دوسش دارم چراااااا
۱۲ ماه پیشسپیده
13کمال همنشینی باآراز در شبانه هم اثر کرده😂یه باریه دختر قوی یه بار یه دختر شکننده البته میشه گفت در واقع شبانه یه دختر قوی ولی به چون مهراد اون و وابسته خودش کرده بوده این ضعیفی از اونجانشأت میگیره
۲ سال پیشسودابه
2در من اثر کرده چی برسه به شبانه ساناز خانوم ایول حرف نداه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Artemis
6احساس میکنم منم باید برم تو تیمارستان ابرام اتیشی بستری بشم منم روانی شدم چه برسه به ارازز