پارت شصت و یک :

بیرون از اتاق دنیای دیگری در جریان بود.خودم را به خیابان رساندم.دیگر هیچ انگیزه‌ای برای رسیدن به خانه نداشتم.باز هم احساس تنهایی و بی سرپناهی در وجودم داشتم.از پله‌های پل عابر پیاده بالا رفتم.به نرده‌ها تکیه دادم و به حرکت ماشین‌ها نگاه کردم.
آنقدر به حرکت ماشین‌ها نگاه کردم که خورشید جایش را به ماه داد و همه جا در تاریکی فرو رفت.در این چند ساعت افراد از اقشار مختلف آمدند و رفتند.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!