پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و بیست و هفتم :
جوابم را نداد و کلمهی عاشقته در گوشم بیشتر تکرار شد. میتوانست بگوید عمو فرزین، پدرم، حتی نازی، حتی زنعمو حتی ... نگفت، نگفت و این نگفتنش مرا بیشتر به فکر فرو برد.
میتوانستم جواب او به سوالم باشم؟
قلبم به تپش افتاد. حالی داشتم عجیب و غریب. یک طور استرس، یک طور دلواپسی عمیق که باعث میشد بیقرارشوم و تاب و توانم را از دست بدهم. اگر چنین چیزی ممکن میشد من واکنشم چه بود اصلاً ...
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
