راز شبانه به قلم ساناز لرکی
پارت پنجاه :
نظرسنجی:
راز شبانه vip:
ریحان به خاطر مناسباتی که بود در مراسم مادر یزدان شرکت نکرد تمام روز خانه قیامت بود او خودش را در اتاق حبس کرده بود و میدانست باید جوری رفتار کند که انگار در این خانه نیست در اتاقش قفل بود سعی میکرد کمی بخوابد البته اگر صدای شلوغیها امان میداد به غروب که رسیدند کم کم خانه خالی شد و بالاخره وقتی چند تقه به در خورد ریحانه از جا بلند شد و روی تخت نشست یک دف
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
Nina
0واییی یزداننن نازی نازی😭🤏🏻🎀گیرین فلگ ترین کاراکتریه که دیدممم🥲
۳ ماه پیشناهید
1اوووه داستان خیلی هیجان داره همش دارم میخونم
۴ ماه پیشزری گلی
0آقا پشمام ریخت 😂😂، تقریبا همونی شده که میخواستم ولی یه جوریه باز رابطشون بیشتر از ۲۰ سال اختلاف سنی داشتن ... و اینکه هنوز به مهراد فکر می کنه و ... ایشالا که خیره . راجب مهراد نگار نجاتش داده شاید خیلی بی نقش شده نگار و باباشون
۴ ماه پیشنمیدونم
0به نظرم ریحان به هیچکس نمیاد همه رو زشت می کنه حتی با پیکمی بازیاش
۴ ماه پیشfateme
2ولی من هنوز از ریحان بدم میاد
۵ ماه پیش..نمیدونم
0اه هرچی میریم جلو تر بیشتر از ریحان متنفر میشم منک
۴ ماه پیشMah
5چقد یزدان وایب پژمان تو عشق ابدی رو میده😂 من دلم یزردان میخوااااد
۱ سال پیشSodaba
5چقدر خوب بود این قسمت اما مهراد کجاست؟
۱ سال پیشآرام
6چقدر حرف یزدان به دلم نشست
۱ سال پیشبرکه
1عالی بود
۲ سال پیشفاطمه
7ریحان و یزدان کنار هم قشنگن اما مهراد چه بلایی سرش اومد؟
۲ سال پیشهلنا
3و منی که هنوز شبانه و آراز رو کنار هم دوست دارم💔تیهو چیه؟
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
اسم پرندهست تیهو چکاوک هوبره
۲ سال پیشستاره صدر
1خداروشکر دخترا جمع شدن
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Razi
1واقعا ریحان یه اویزون به تمام معناس یا اویزون مهراده یا یزدان وجه اشتراکشم اینه همش مردای زندگی شبانه رو نشونه میگیره فک کنم این اط حسادتش نشعت میگیره در هر صورت هیچ جوره نمیتونم باهاش کنار بیام خیلی منفوره از نظر من..