پارت شصت و چهارم :

رامین بدون اینکه نگاهم کند، مودبانه حرف می‌‌زد:
ـ بله هستیم... نه این حرفا چیه؟... باشه، بهش می‌‌گم... منتظریم... خداحافظ!
و گوشی را در جای خودش گذاشت و به سمت من آمد.
ـ خاله‌‌م و دختر خاله‌‌ام دارن میان اینجا!
از عصبانیت در حال انفجار بودم:
ـ با اجازه کی دعوتشون کردی؟
با خونسردی گفت:
ـ من دعوت نکردم خودشون داشتند می‌‌اومدند. زنگ زدند و اطلاع دادند.
با خشم ز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • النا

    1

    رامین از اول اشتباه کرد ک همچین چیزی و از مژده پنهون کرد حالا درسته مژده خیلی حساسه اونم ک خصلت زنانه است ولی رامین هم با بیش از حد منطقی بودن و حرف نزدن با مژده بیشتر مژده و حساس می کنه مژده الان بیش از هر چیزی ب محبت وتوجه رامین احتیاج داره واینکه رامین ثابت کنه ک فقط زنش براش مهمه

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ♥️

    ۱ سال پیش
  • Maryam

    0

    سلام به نویسنده عزیز ممنون از رمان قشنگتون عالی بود به نظر من مژده حق داره رامین فقط طرف نگارو میگیره و اصلا هم مژده رو درک نمیکنه

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    👌💞

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    به نظر من مژده حق داره،خودرامین بااین خونسردی بیش ازحد وپنهان کاری واینکه همیشه طرف نگارومیگیره وهیچوقت درکش نمیکنه این حس رو بهش میده ،مژده هم بخاطر زن بودن و اختلاف سن خیلی رو این قضیه حساسه هرچند این حس فقط مال زنها نیست خود رامین چرا رو مانی اینقدر سخت میگیره میگه مژده توماجرای کوچیکو بزرگ میکنی

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    👌💞

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    2

    تاحالاازنظرم مژده زیادی حساس بود،ولی اینکه نگاربه رامین گفت ک مژده چی گفته حس خوبی نداشتم

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    نگار به خاطر حرف های مژده احساس توهین کرده و خواسته به وسیله اطلاع به رامین خودش رو آروم کنه. اشتباهه تو اینطور مواقع. چون مرد احساس خجالت می کنه و می خواد از طریق صحبت با همسرش اون رو متوجه کنه. عکس العمل همسر هم در اینطور مواقع حسادت و خشمه.

    ۱ سال پیش
کپی شد!