عشق معکوس به قلم مرضیه نعمتی
پارت پنجاه :
آن شب با وجود خستگی زیادی که داشتم خواب به چشمانم نمیآمد. نگران پدر رامین بودم و با هر کسی هم که تماس میگرفتم یا خاموش بود و یا جواب نمیداد. لحظهای دستم به سوی گوشی تلفن رفت تا با پدرم تماس بگیرم اما دلم نیامد بیدارش کنم. آشپزخانه رفتم و قرص مسکنی برداشتم و توی دهانم گذاشتم تا کمی سر دردم آرام بگیرد. به اتاق که برگشتم، تلفن زنگ خورد. تندی گوشی را برداشتم و جواب دادم:
ـ بله؟
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
👌👌
۲ سال پیشرقیه
0عالیه ولی پارت بالا نمیاره قفله
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم. روزهای زوج یک پارت از رمان رایگان میشه و میتونید مطالعه کنید. رمان رو حتما از اپلیکیشن دنبال کنید.
۲ سال پیشآمنه
1سلام عالی بود وفقط میگم سخته عشق ازپایه نباشه وفقط به خاطره دیگران به هم برسن دچار مشکلات زیاد میشن وحتیخراب شدن زندگی
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
👌👌
۲ سال پیشاسرا
2آخ دخترچراخودداری بلدنیستی🙏💋💞
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
1خیلی سخته،خصوصاکه بخوای خوددارهم باشی