پارت نود و سوم :

دستش هایش را بالا آورد و کف کوتاهی زد. سرش را تکان ریزی داد و گفت:
-این بهترین نمایشی بود که دیدم.
با حاضرجوابی تمام گفتم:
-یا شاید هم تنها نمایشی که هر دو ازش خبر داشتیم؟
سرش را کج کرد تکان ریزی داد و گفت:
-اره اینطور هم می تونیم بگیم.
دست به سینه روی مبل ولو شدم و گفتم:
-آرن؟
-بگو عروسک؟
-وقتی این بازی تمام بشه، چه اتفاقی میوفته؟
برای لحظه ای سکوت پابرØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آلیس

    0

    🩷🩷🩷عالی

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    💜❤️💙🩵💚🤎🧡💛

    ۲ سال پیش
  • آیرین

    0

    عاالیه👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    زیبا مینویسی بانو🥰

    ۲ سال پیش
  • لیلی

    3

    آی خوشم میاد آرن حرص فریدو در میاره ها😂😂😂😂کیف میکنم حسابی💅🏻 دست شما درد نکنه حدیث جون😍💖

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    بوووس

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    0

    بازی الیسا در سرزمین شیطان🌝❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    یک رمان فوق العاده متفاوت ممنون بانو

    ۲ سال پیش
  • رونیا

    0

    مثل همیشه عالی ،باید بگیم منحصر به فرد بود کاشکی کلمه ایی بالاتر از منحصر به فرد بود تا میگفتم❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥با این رمان روزمون دیگه عالی شد مثل صبح که امید آرمی ها اومد،خیلی خیلی هوشم اومد از رم

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️