پارت نود و دوم :


صدای پاشنه ی کفش هایم روی پارکت های قهوه ای خانه به صدا در آمد دستم را روی نرده ها کشیدم و جلوی پله ها ایستادم.
اول سرش را به سمت چپ برگرداند و از بالای شانه نگاهی انداخت، لحظه ای بعد چرخید و رو به روی هم قرار گرفتیم.
توی دستش یک شاخه گل رز سرخ داشت که هنوز تیغ هایش از شاخه جدا نشده بودن.
چشم هایش محو شده بود، برق می زد و خیره ی وجودم بود.
ناخودآگاه لبخندی روی لبم نشست، ت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Rosa

    2

    من غرق شدم تو این پارت:))ترکیب اهنگ،متن،احساسات من گریههههه اکلیلییی🤧😭😭خیلی قشنگ بود خیلیییی

    ۵ ماه پیش
  • مادمازل

    2

    کنار تو فقط آروم میشم.... ❤️ 🌹 💔 حدیث جان ببین چه میکنی باهامون 😮 💨 🥲 ❤️ وقتی فکر میکنم یکی شون گناهکاره اون یکی روانی و قاتل این صحنه ها کوفت ام میشه 😭 💔 دیگه مگه اینکه این اتفاق ها نیوفتاده باشه یهو الا از خواب بیدار بشه همه هم سر جاشون باشن...

    ۶ ماه پیش
  • رعنا

    1

    وای چه لحظه ای حساس و رمانتیکی امیدوارم عشق هانتر نقشه و دروغ نباشه فکر میکنم نقشه کشیده دختر قصه مون رو عاشق کنه چه قلم روشنی داری حدیث جان اسم آهنگ لطفاً

    ۷ ماه پیش
  • FoZoL

    7

    چه چصمانتیک 😂😞

    ۲ سال پیش
  • Kkkkk

    0

    رمان خیلی خوبی هست ❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • ااااا

    3

    چقدر باحال دقیقا قسمتایی که اهنگو نوشته بودی با اهنگ صفحه یکی شده بود

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    همیشه همینطور قویی ادامه بده و قدر خودت و هنرت رو بدون مثل همیشه بی نظیر و خاص

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    مهلای قشنگم 🥹💋🫀ماچ به‌ تچ

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    اوف چقدر دوسش داشتم این پارت و پر از احساس ناب از پسرمون ممنون حدیث جون❤️👏👏💖💖

    ۲ سال پیش
  • لیلی

    0

    وای خدایا من ذوق من مرگ😭💔چقد قشنگ بود و احساسی... واقعا متوجه نشدم کی پارت تموم شد بس که توش غرق بودم😍✨ مرسی حدیث خانم💛

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    ماااچ به‌تو

    ۲ سال پیش
  • آیلین

    0

    آرن بچم خیلی احساسیه 🥺😍 و چیزی که هممون منتظرش بودیم این بود که الیسا عاشق آرن بشه مثل اینکه کم کم داره یک حس های علاقه ای به وجود میاد 😊😁 آهنگش فوق العاده بود سلیقه خیلی خوبی داری🤩😘❤

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    مرسی عشقم ارن اره خیلی احساسیه🥲

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    چه آهنگی وچه فضای رمانتیکی عالی وزیبا تشکر فراوان🙏👏👏👏💐

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🥹😍

    ۲ سال پیش
  • الیسای هانتر

    0

    عالییییییییبی بوددد ❤😍

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    💗💋 مااچ

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    💛🧡🤎💚🩵💙❤️💜

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    0

    خدایاااا این آرن چقدر رمانتیکههههه🥹🫠🫀 «تو پرستیدنی هستی...و من بنده زانو زده ی تو!»🔫🥺

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🥹🤍

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    🥰🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️