عشق معکوس به قلم مرضیه نعمتی
پارت هجده :
فصل 8
از شب عقد لادن سه روز میگذشت و من با مانی در قهر کامل بودم. نه جواب پیامکهایش را میدادم و نه تماس تلفنهایش. مادرم هم که متوجه ماجرا شده بود سعی داشت بین من و مانی را درست کند. روی تخت اتاقم نشسته و زانوانم را بغل زده بودم و مادرم در کنارم:
ـ مامان جون اون که از قصد این کارو نکرده.
ـ میدونست چقدر دوستش دارم. مخصوصاً این کارو کرد!
ـ به خدا خیلی ناراحته! ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنون گلم🩷
۱ سال پیشجانان
0عالیه
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
♥️
۲ سال پیشاسرا
0🙏💞💋
۲ سال پیشZarnaz
0عالی بود مرسی مرضیه جونم 💋💋❤️❤️
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
♥️
۲ سال پیشنسترن
0داستان باحالیه
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
🙏💖
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مبینا
0شخصیت مژده یکم رومخ و لوسه ولی داستان قشنگیه😁❤️