پارت هشتاد و چهارم :
- ممکن است از تو یک خواهش بکنم؟ آیا میتوانی آخرین دقیقههای زندگی مرا بخری؟ آیا میتوانی آخرین لحظه زندگی مرا شاعرانه بکنی؟ این زندگی که همهاش از دست تو در شکنجه بودهام!
چشم هاش و ریز کرد و بعد از لحظهٔ کوتاهی فکر کردن با تعجب زمزمه کرد: نفهمیدم... اینی که گفتی چی بود؟
لبخند تلخم رو تمدید کردم و با طمأنینه گفتم: یه متنیه به فارسی از صادق هدایت.
- آها از لهجه ات مشخص بود که آ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسترن
5عزیزم روی ما خواننده هارو زمین ننداز بزار به خوبی و خوشی تموم بشه رویا طفلی گناه داره بدبخت.
۲ سال پیشمهیا
4توروخدا فقط اخرشو خوب تموم کن من رویا رو دیگه مثل خواهر خودم میدونم 😂🤦🏻 ♀️
۲ سال پیشمهیا
2توروخدا خوب تمومش کن من رویا رو دیگه عین خواهرم میدونم خدایی🤦🏻 ♀️😂
۲ سال پیشمهیا
1بنظرم باید خود رویا همه چیو صاف و پوست کنده به رایان بگه و تموم بشه این ماجرا
۲ سال پیشونوس
1نویسنده عزیزم...خواهشششششششششش میکنم....چند قسمت دیگه مونده؟؟؟اخرش خوب تموم میشه؟؟؟دلم گرفت...خدا کنه یادش بیاد رویا رو
۲ سال پیش
فاطمه عبدالله زاده | نویسنده رمان
102 پارته کلاً دیگه به نظر و طرز فکر و احساسات خودتون بستگی داره...
۲ سال پیش...
4بیا و دل مارو نشکون به خوبی و خوشی تمومش کن چند ساله منتظریم😂
۲ سال پیشمهدیه
5نویسنده عزیز تورو حضرت عباس خوب تمومش کن من ۳ سال درگیر این رمانم
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

صحرا
2واقعا دلت میاد ب خواهش های ما جواب رد بدی اخرشو خوب تموم کن حقشونه حداقل اخرای عمرشون خوش باشن هوف دلم برای همه شون میگیره