پارت هفتاد و هشتم :


با شنید بغض و لرزش صداش که ترکیبی دردناک ساخته بودن و چنگ به قلبم می‌انداختن، اخم کمرنگی روی پیشونیم نشوندم و با پرت کردنش روی مبل، یکی هم زدم توی سرش.
- شات‌آپ! این چرت و پرت‌ها چیه؟
آخی گفت و مشغول مالیدن سرش شد.
- شاتاپ یعنی چی؟
چشم غره ای نثارش کردم و با حرص گفتم: تو قرار بود فارسی هم یاد بگیری، چه‌طور هنوز تو انگلیسی موندی؟!
دست از ور رفتن با موهاش برداشت و آهست

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسترن

    2

    زبونش ۱۸ متره😂

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    2

    چه زبونی داره این آندریا😂❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️