پارت هفتاد و هشتم :
با شنید بغض و لرزش صداش که ترکیبی دردناک ساخته بودن و چنگ به قلبم میانداختن، اخم کمرنگی روی پیشونیم نشوندم و با پرت کردنش روی مبل، یکی هم زدم توی سرش.
- شاتآپ! این چرت و پرتها چیه؟
آخی گفت و مشغول مالیدن سرش شد.
- شاتاپ یعنی چی؟
چشم غره ای نثارش کردم و با حرص گفتم: تو قرار بود فارسی هم یاد بگیری، چهطور هنوز تو انگلیسی موندی؟!
دست از ور رفتن با موهاش برداشت و آهست
لطفا صبر کنید...

نسترن
2زبونش ۱۸ متره😂