پارت هفتاد و پنجم :

حرفش در ظاهر معمولی بود اما مثل پتک توی سرم کوبیده شد و اخم‌هام رو توی هم برد.
- یعنی شما دارید می‌گید من به تنهایی نمی‌تونم بچه‌ام رو بزرگ کنم؟
بی‌توجه به لحن هشدارآمیزم، پشت چشمی نازک کرد و با آرامش گفت: من چیزی نمیگم، شواهد حرف میزنن.
سکوتم رو که دید، تلاش کرد حالت دوستانه ای به خودش بگیره.
- ما برنامه ها و مشاوره های ویژه ای برای مادرای مجرد و بچه های تک سرپرست داریم؛ چ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asra

    4

    چه مامان باحالی شده رویا❤️😂😂

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    3

    خیلی خوشمان آمد آفرین آفرین😍🤩

    ۲ سال پیش
  • .‌‌...

    3

    وایییی 😍😍

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    8

    خیلییی قشنگ بود... آندریا چقدر بانمکه❤️😂

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️