پارت صد و هفتاد و ششم :
چشم ازم برداشت و خندهرو سری از تاسف تکون داد:
- جز بروبچ بقیه مهمونا رفتن؛ و خیلی ناگهانی عروس و دومادم همزمان وسط جشن غیبشون زده. یعنی میتونن کجا باشن؟ رفتن چیکار کنن؟
پس دستی کوبیدم تو شونش. زل زد تو جفت چشمام و از همون خندههای دلبرش تقدیمم کرد؛ خندم گرفت!
داره کمکم شیطنتش گل میکنه.
- یه دقیقه دیگه اینجا بمونم روم نمیشه تو چش مامانت اینا نگاه کنم.
با مشتام
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
0عااااااااااااااااااااااااالی پرفکت 🌹🌹
۲ سال پیشAsal
2باور کنید من بیشتر از مهسا میخوام موهاشو از ته بکنمممممم!😐💔
۲ سال پیشفاطمه
0عالی بود لطفا سریع تر بقیش رو بزاری😘
۲ سال پیشفیونا
3من ذوووق🫠 سامی که داره شیطون می خنده👀🤌🏻 فقط اون شلغم لبوصفتی که آرمان گفت😂❤️
۲ سال پیشآمینا
2از اول این مهسا مخالف سامِ😅😅چقدر حرص خورد
۲ سال پیشمارل
1عالی بود این قسمت خسته نباشی نویسنده جان 😍🫶🏻🫶🏻
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
هانی
1باحال بودش تورو جا گذاشته 🫡🫡😂😂