پارت صد و هفتاد و پنجم :
با رسیدن به اوجیترین قسمت موزیک سام سرعتش رو بیشتر کرد.
گامی به عقب برداشت و با پیچیدن یکی از ساعداش دور شکمم از کمر بلندم کرد و من و به پهلوی خودش چسبوند و چرخید.
باد موهامو به پرواز در آورد و لباس بلندمم انگار سومین تنی بود که تو این پیست با ما میرقصید.
نگاهها همه و همه رو من و سام بود طوری که گویا نمیتونستن به چیز دیگهای جز این صحنه نگاه کنن... که شاید رمانتیک
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
مارال
0عالی بود😍 چه پارت زیبایی نوشتی نویسنده جان خسته نباشی گلم 😍