پارت بیست :

دوباره برداشتمش
انگار خوشش امده بود دوباره کوبید و روی زمین افتاد و قهقهه زد
ولی چرا میگفت اخ؟
شاید دارو بودو نمیخواست
شیشه شیر را برداشتم کمی مکیدم
تلخی ان مایع انقدر زیاد بود که گلویم را سوزاند
سرفه ای کردم
حق داشت مزه ی زهر میداد
بویش! خیلی بد بو بود
با صدای در حمام شیشه را پایین گذاشتم و سوفیارا در دستم بلند کردم
ان زن چهره ی سبزه و گردی داشت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zarnaz

    0

    یعنی چی به بچه میداد🥺باید میموند پیشش حتی اگه تنبیه میشد بچه گناه داشت🥺عالی بود مرسی زهرا جون ❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️