پارت هفتاد و هشتم :

- اینجا با تو هم خیلی نامهربونه و قبولت نمی‌کنه؟
آهی کشید.
- این عمارت بزرگ برای تو هم به کوچیکی یه قفس شده؟
انگشت اشاره‌اش را جلو برد و نرم موهای لخت روی پیشانی‌اش را به گوشه‌ای هدایت کرد.
بوی زندگی می‌داد، بوی عشق!
- خوش به حالت کوچولو، هنوز هیچی از بدی‌های این دنیا نمی‌دونی، هنوز نمی‌دونی زندگی چقد وحشتناک و بده...
نگاهش را به گوشه‌ای از اتاق کشاند.
- نمی‌د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دلنیا در رمان شروانو (شَروانو) دلنیا
تصویر شخصیت آراس در رمان شروانو (شَروانو) آراس
آخرین نظرات ارسال شده
  • محبوبه

    3

    نویسنده عزیز خسته نباشید،رمان پر محتوا وقشنگی فقط حیف که دیر به دیرپارت گزاری میشه وخیلی سانسور شوده است

    ۲ سال پیش
  • هارنیا

    1

    لطفا پارت بزارید چرا با تاخیر پارت گذاری میشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    2

    چرا دیربه دیر پارت گذاری میشه....این توهین به خوانندا لست

    ۲ سال پیش
  • م

    8

    واقعا دستت درد نکنه نویسنده چه پارت بلندی بود خیلی بیشتربودبجا بیست ودو تا پارت،خسته نباشی ...

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️