پارت هشتاد و هشتم :

حال:
حرف‌های وکیل اصلا خوشایندمان نبود. رسما گفته بود، خیانت دلیلی برای طلاق به حساب نمی‌آید و نمی‌توان روی این موضوع مانور داد. گفته بود اگر از طریق مهریه اقدام کنیم و سمیر را تحت فشار بگذاریم، راحت‌تر می‌توانیم به نتیجه برسیم. چقدر مدیون عمو ناصر بودم که نشناختن سمیر را عنوان کرده و بابا را به مهریه‌ای سنگین راضی کرده بود. وگرنه من و بابا به همان مهریه‌ی متعارفی که دختران فامی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دلنیا

    0

    مثل همیشه عالییی❤

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    زنده باشید عزیزم.🌺🌺

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    1

    عالی ممنون بانو

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بزرگوارید🌺

    ۳ سال پیش
  • هاناخانوم

    2

    آخی ننه تاجی ای دادننه سارگل بیچاره،، بیچاره مازنهاکه تودوره های مختلف جنس مذکرتاتونسته بهمون ظلم کرده به عناوین مختلف😔حتی غربی هاحتی مسلمون ها😭البته که همه ی دوره هامردهای باغیرت ومهربون هم هست

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    جمع که نمی‌شه بست. ولی بله. اگه بخوایم منصفانه نگاه کنیم زن‌ها بیشتر مورد طلم واقع شدن. 🌺

    ۳ سال پیش
  • Aa

    1

    عالی بود ممنون🙏

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عالی وجود گل شماست.🌺

    ۳ سال پیش
کپی شد!