پارت پنجاه و سوم :

نگهبانی جلو آمد و با نیشخند گفت: «تو می‌خوای رئیس ما رو بکشی خانمی؟»
نادیا با شنیدن این حرف با عصبانیت ماشه را کشید... ولی ای کاش نکشیده بود. صدای تهی اسلحه فریاد می‌زد که خالی‌ست. چشمانم را بستم. تمام شده بود... نگهبان‌ها به سمت نادیا و الکساندر رفتند. نادیا ترسیده سعی کرد مقاومت کند، اما تلاش‌هایش بی‌فایده بود. الکساندر جانی نداشت. زال به من نگاه کرد. این نقشه‌ی من بود. پس چرا راه نØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    0

    خیلی خیلی خیلی خوبه😍

    ۱ سال پیش
  • دنیا

    1

    عوووو داستان جالب بَیه🤔

    ۲ سال پیش
  • الینا

    0

    عالی بود مواظب خودت وقلمت باش موفق باشی

    ۲ سال پیش
  • Kimia

    1

    با این وضع ما تا فردا مستقیم تو جهنمیم که😩😂✨

    ۲ سال پیش
  • برفینِ زال

    0

    عالی بوددددد و خوابی به زیبایی یک کتاب🤌🥲 به زیبایی یک رمان هعییی

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    خیلی خوب خسته نباشید

    ۲ سال پیش
  • تمنا

    0

    عالی بود ولی حیف ک تو خماری موندیم

    ۲ سال پیش
  • Sara

    0

    نه نه پارت تموم نشههه جای حساسشه

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    عالی بود واقعا آدم رو توی خماری پارت بعدی میذارید جای حساس تموم کردید مشتاق بقیه رمانم

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    👏👏👏🙏🌺

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    2

    😭😭😥فقط گریه چقدر بلا سر برفین بیچاره میاد

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    0

    عجب جای حساسی تموم شد... الان من خماری بکشم تا فردا؟🥲 برفین چی میشه؟ الک چی؟ اون خرس بیشعور کدوم گوریه؟ بیاد به بچم کمک کنه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    الک به عشقش اعتراف کرد ولی چه فاید هم خود به دردسر انداخت و هم برفین جانی برایش نماند و آخرین کمک هم نتیجه نداشت یه کاغذ و قلم نکند روی کاغذ نوشته ای باشد که فقط با آب یا خون میشود دید 🧐

    ۲ سال پیش
  • رمان خوان

    2

    برفین چیشد لطفا پارتاتون رو طولانی ترش کنید قلمتون خیلی خوبه خسته نباشید❤️❤️❤️🥰🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • نمیدونم

    3

    عالی ولی بد جایی تموم شد خیلی خوشحال شدم از اینکه الک به عشقش اعتراف کرد

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️