به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت پنجاه و یک :
در آن تاریکی نمیدیدمش؛ اما حس میکردم که علامت داد، آمادهست. سرم را از پشت ستون بیرون بردم. دو نگهبان داشتند از راهروی کناری میآمدند. صبر کردم بروند. از سالن که خارج شدند، دوباره سر کج کردم. وقتی هیچ چیزی حس نکردم؛ به آرامی لب زدم: «حالا...»
بهسرعت از پشت ستون بیرون آمدیم. به سمت پلهها دویدیم. نادیا جلو رفت، من پشت سرش... بالاخره توانسته بودیم وارد زیر زمین بشویم که ناگهان برق کل
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
برفینِ زال
2آره چرا همشون سرما و برف رو دوست دارن حتما بین رئیس و برفین و ... ارتباطی هست. و اینکه شاید منطقی باشه که جوزف رئیس باشه و صاحب بخواد اونو بکشتش چون ازش کینه داره بخاطر سمانه
۲ سال پیشفاطمه
1این رئیس ها هم که عاشق سرمان با زمستون🥶 یکی هستن اول صاحب روانی حالا هم که این رئیس مرموز زال هم فراموش نشه بیچار برفین اولین مرحل بخیر بگذرون ولی خدای این جمله زیبا رمز فکر کردم نشان خفن باش😎
۲ سال پیشAa
1جالب بود ولی من متوجه رمز نشدم چجوری این کد بدست آوردممنون عالی بود🙏🌺🌹🌹👏
۲ سال پیششیوا
1بینظیر بوووود🥲🤍
۲ سال پیشKimia
2عزیزم میخوای یهو خودتم پاشی بگی من با اینام؟ عجیبه اینقدر ایده های خطرناکککک😩😂✨
۲ سال پیشسهیل
1عالی بود مثل همیشه دمتون گرم وسط این همه سرما 💐👏💐👏💐
۲ سال پیشفاطمه
2وای خیلی خوب بود انگار منم سرما رو احساس کردم
۲ سال پیشمعصومه یاوری
0عالی بود
۲ سال پیشمونا
1و این سرما بود که مرا به آغوش کشید .... جمله ی تاریخی بود
۲ سال پیشآسیه
1با یک کلام عالیی❤
۲ سال پیشNarges.g
1یک به یک روانی ترن که! ولی پارت فوق العاده ای بود ، انگار خودم تو دل داستان بودم
۲ سال پیشنمیدونم
1این رئییسه چه وحشیه سگ مصب
۲ سال پیشلیلا
1سلام این از صاحب بدتره که و اینکه واقعا داره جذاب میشه
۲ سال پیشم.ر
2💖
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ثریا
0کم مونده بود لو بره