پارت هشتاد و دوم :

سه روز بود که به خانه برگشته بودم و سمیر هنوز با من سرسنگین بود. می‌دانستم به خانه که می‌رسد، تمام ژست‌های روشن‌فکرانه‌اش را پشت در جا می‌گذارد. دوست داشت در خانه همانند بابا یحیی زندگی کند؛ همان‌طور که سعیده خانم مثل پروانه دور بابا یحیی می‌گشت و تمام کارهای او را خودش انجام می‌داد، حتی اجازه نمی‌داد کسی از بچه‌ها برای شوهرش یک لیوان آب ببرد. همین هم بود که بابا اینقدر سعیده خانم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دلنیا

    3

    کاش هیچ وقت هیچ مردی پنهان کاری و خیانت نمیکرد ... رمانت خیلی قشنگه 🤍

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    کاش... به مهر خوندید.

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    1

    ولی باز هم سمیر مثل همیشه رفتار کرده وقتی آوا مخالف بچه دار شدن بوده این بلا رو سر خودشون در آورده

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    خودشیفتگی سمیر کار دستش داد.🌺

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    0

    اینجاپای مینومیایدوسط بعدسمیردنبال بچه دارشدن ممنون فاطمه زیبابی هیچ نقصی

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🌺🌺مینو بعد چند سال تلاش بالاخره خراب کاریش رو به بار آورد.‌سمیر هم در تلاش برای دوری از مینو بود ولی بالاخره...

    ۳ سال پیش
  • ماهرخ

    2

    چقدر خوبه مادرها پسرانی پرورش بدن ک احترام به جنس مخالف رو بلد باشن و به خواسته ها و موفقیت هاشون ارزش قائل بشن . مامان سمیر هم اندازه سمیر توی این خیانت مقصر بود چون همیشه مدافع پسرش بود حتی به غلط

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    موافقم.‌گناه سعیده خانم هم کم از سمیر نیست.🌺

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    پس اینا از قبل کلی مشکل داشتن که مینو هم از این موضوع سو استفاده کرد،عالی بود ممنون🙏💐

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بله. سمیر پایه‌ی خیلی چیزا رو توی این رابطه خراب کرده بود.🌺

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️