پارت چهل و یک :


دنیرو با حالتی محافظه‌کارانه توی خودش جمع شد و آهسته پرسید: بله، مشکلی پیش اومده؟
هنوز جوابش رو نداده بود که همکارش متوجهش شد و به سمتم اومد.
بدون این‌که عقب برم مستقیماً به چشم‌های نافذ آبیش که با جدیت بهم دوخته شده بودن، نگاه کردم.
دست توی کتش کرد و کارتی رو به سمتم گرفت.
- مأمور وگنر هستم از MAD، ممنون میشم به سوالاتم جواب بدید.
چرا باید یه سازمان مربوط به ضدجاسوØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asra

    1

    احساس می کنم همه قتلا زیر سره اونه.اون بارم گفت کارل دوست داره نمیدونم خون و چیکار کنه

    ۲ سال پیش
  • .

    0

    اما کیهه🤡

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    تو اونا رو کشتی؟

    ۲ سال پیش
  • زینب

    8

    نکنه همه قتلا زیر سر رویاس😐

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️