پارت چهل :


سوسول زیرلبی‌ای گفتم و روم و ازش برگردوندم.
بعد از سفارش گرفتن از تموم مشتری‌ها، در حالی که از شدت خستگی روی پاهام بند نبودم، به سمت دنیرو رفتم و آهسته گفتم: میشه چند دقیقه برم به دخترم سر بزنم؟
اخمی نثارم کرد و گفت: مگه کارهات تموم شدن؟
ابرویی بالا انداختم و با اخم و لحنی طلبکار گفتم: اگه تموم بشه که کلاً میرم.
با لجوجی گفت: این‌جا رو طی بکش بعد کلاً برو!
بعد هم رفت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    1

    از این مرد متنفرم😤

    ۲ سال پیش
کپی شد!