پارت بیست و نهم :


گلشن از آن دست مادرهای بهشت بود که اول یک دل سیر با دمپایش کتکت می زد و بعد با آغوش گرمش تو را از شر هر چه دیو و اسکل بود در امان نگه می داشت.

چند بار سعی کردم از گلویم واژه ها را درکنار هم بچینم و مثل بلبل برایش چهچهه بزنم.

با دست به گلویم اشاره کردم و کاسه چشمانم پر از اشکهای گرم شد.

گلشن ابروهای نازکش را با اندوه درهم کشید و لیوان شیر داغ را به دستم داد.

-

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    عالیه طبیه خانم

    ۳ سال پیش
کپی شد!