به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت سی و سوم :
قبل از اینکه داغی میله آزارم دهد با تمام قدرت آن را به سر مرد کوبیدم. همزمان با کاری که من انجام دادم قسمتی از ویلا ویران شد. مرد روی زال افتاد. به سختی کمک کردم تا آن تن لش را از روی خودش کنار بکشد. بیجان بر روی زمین افتاده بود و به سختی نفس میکشید. من هم وضعیت بهتری نسبت به او نداشتم؛ ولی حداقل میتوانستم روی پاهای خودم بایستم. خطاب به زال با صدایی گرفته و نفسی که هر لحظه ممکن بود بگیرØ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نمیدانم
2من از الک خوشم اومده🫠
۲ سال پیشفیونا
2عالی بود👌🏻 نمیشه عکس برفین و الک و زال رو این جا هم بذاری؟
۲ سال پیشفرگُل
1مطمئنم اونقدرا هم اطمینان نکرده بهت دختر😂حالا بعداً نشونت میده
۲ سال پیش.
1دوست دارم زال و الک عاشق برفین بشن بعد سرش باهم دعوا کنن😂من زال و بیشتر از الک دوست دارم کراشعلی تره
۲ سال پیش_
3فکر کنم یه مثلث عشقی به وجود بیاد برفین الک زال
۲ سال پیشستاره
0چقدرالک باش راه میاد،معلومه دوستش داره
۲ سال پیشفاطمه
0بسیار قسمت عالی بود امیدوارم برفین عاشق الک بشه 🥰 قلمت همیشه بدرخش نویسنده عزیزم
۲ سال پیشA
0سلام ملیکا خانم چقدر عالی ماشالله داری گلم
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ثریا
0عالی بود 👀