پارت سی و سوم :

قبل از اینکه داغی میله آزارم دهد با تمام قدرت آن را به سر مرد کوبیدم. همزمان با کاری که من انجام دادم قسمتی از ویلا ویران شد. مرد روی زال افتاد. به سختی کمک کردم تا آن تن لش را از روی خودش کنار بکشد. بی‌جان بر روی زمین افتاده بود و به سختی نفس می‌کشید. من هم وضعیت بهتری نسبت به او نداشتم؛ ولی حداقل می‌توانستم روی پاهای خودم بایستم. خطاب به زال با صدایی گرفته و نفسی که هر لحظه‌ ممکن بود بگیرØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    0

    عالی بود 👀

    ۱ سال پیش
  • نمیدانم

    2

    من از الک خوشم اومده🫠

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    2

    عالی بود👌🏻 نمیشه عکس برفین و الک و زال رو این جا هم بذاری؟

    ۲ سال پیش
  • فرگُل

    1

    مطمئنم اونقدرا هم اطمینان نکرده بهت دختر😂حالا بعداً نشونت میده

    ۲ سال پیش
  • .

    1

    دوست دارم زال و الک عاشق برفین بشن بعد سرش باهم دعوا کنن😂من زال و بیشتر از الک دوست دارم کراشعلی تره

    ۲ سال پیش
  • _

    3

    فکر کنم یه مثلث عشقی به وجود بیاد برفین الک زال

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    چقدرالک باش راه میاد،معلومه دوستش داره

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    بسیار قسمت عالی بود امیدوارم برفین عاشق الک بشه 🥰 قلمت همیشه بدرخش نویسنده عزیزم

    ۲ سال پیش
  • A

    0

    سلام ملیکا خانم چقدر عالی ماشالله داری گلم

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️