پارت شصت و ششم :

در خانه که محکم بسته می‌شود،از ترس دستانش مشت می‌شود.گویی نگهبان جهنم آمده باشد و او‌گناهکاری در انتظار سوختن دوباره.اندام‌جهان که در آستانه‌‌ی در اتاق خواب ظاهر می‌شود نفسش حبس می‌شود.قلبش با وحشت می‌کوبد.امدن او همیشه نوید بدبختی و سیاهی روز است.شوم است نگاهش،حتی بوی تنش.جهان نفرت انگیز نگاهش می‌کند و خون کنار لبش را پاک.کتک بدی از آن لات‌های بی سر و پا خورده است و حالا در این خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aa

    0

    👏👏👏🌹🙏

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ❤️

    ۲ سال پیش
  • صدف

    0

    ❤❤

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ❤️

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    بی چاره فائزه که اسیردیوی مث جهان شده خودکرده راتدبیرنیست،جهان🌎 بدون امثال جهان چقدرقشنگه...،چقدعاقل کوروش اگه مهرآیین بذاره اگه بشه کاری کردعشقشون عاقلانه پیش بره

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    فائزه درسته کارش غیر اخلاقی بود اما زنی نبود که به فکر اغفال کوروش باشه.اما مردهایی امثال جهان فراوان هستن متاسفانه و جهان خیلی وقته قشنگ نیست.

    ۲ سال پیش
  • ملیحه

    1

    دوست داشتنیه

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهیتون

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    ❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!