پارت چهل و ششم :

آرش کمی نگاهش کرد و بعد نفسش را بیرون داد.
- باشه... تو که راست میگی. ولی اگه دوسش داری باید بگم داره تو بد دردسری میفته. برای اینکه رابطه‌شو با تو، از حامی پنهون کنه... کلی دروغ بهش گفته و روز به روز داره دردسر بیشتری براش درست میشه. الان دیگه آدمای سرلکم دنبالشن.
امیر نگاهش به نقش و نگار فرش بود و پرسید: الان داره به حامی چی میگه؟!
آرش پوزخند زد و جواب داد: داره میگه اونقدری که عاØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • گیسو کمند

    0

    عالی بود داستانتون

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    امیرالهی بگم چی نشی که یهوجوگرفتت🙏

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    1

    امیر چرا اینطوری کرد ولی من فکر میکنم مهوا رو هنوز دوست داره و اینجوری میخواد مهوا رو از ماجرا و دردسر دور کنه

    ۲ سال پیش
  • محیا

    7

    پارت قبلی گفتم کاش امیر حرف بزنه ، این پارت حرفمو پس میگیرم ، کاش لال میشد😐😂 ، همچیو خراب کرد با حرف زدنش !!

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    😂😂😂عالی بود کامنتت♥

    ۲ سال پیش
  • م

    3

    بیچاره مهوا هر لحظه دروغهاش برای حامی رو میشه،بیچاره حامی دیگه خیلی احساس تنهایی میکنه بااین خواهری که بهش اعتماد نداره،فکر کردم امیرنامرد خودش میخواد بازی رو ادامه بده

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم که همراهم هستی و انرژی میدی♥

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    عالی بود ومت گرم❤️❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم♥♥♥

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    از امیر متنفرم این همه مهوا کمک کرده به باباشون حالا نذاشتن خودش بگه حداقل الان حامی میگفت از خود مهوا راستشو شنیدم من بودم ول میکردم میرفتم دیگه دور ورشون پیدام نمیشدالان اگه حامی امیرم خفه کنهحقداره

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم بابت همراهی و نظراتت ♥😘

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    1

    من نمیدونم چرا حس میکنم آرشم عاشق مهوا بوده ولی سکوت کرده بخاطر برادرش اونم نمیتونه ببینه آرش قاطی خودشو مهوا بشه یا تو دردسربیوفته خلاصه که آرش و مهوا رو عشقه مرسی نگارجون💖💙

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون که با کامنت گذاشتن بهم انرژی میدین، همراهیتون باعث افتخاره♥

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️