پارت هشتاد و پنجم :

از میان جمعیت می‌گذشتیم و هرکس که سد راهش بود، خودش عقب‌گرد می‌کرد.
گویی همه او را می‌شناختند، گویی همه می‌دانستند که نباید او را لمس کنند؛ امّا او مرا پیش‌تر لمس کرده بود.
با نگاهش!
و من به دنبالش روانه بودم، هم‌چون سنگی که در رودخانه‌ای جاری باشد، تنها با او همراه بودم!
بوی عطرش را دنبال می‌کردم، شانه‌های پهنش در دل تاریکی را...
چندین بار سکندی خوردم؛ امّا به مس

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • marie

    5

    وایییییی خدایا میکائیل شاید وفادارترین کسیه که دیدم 🫠😭😢😭

    ۵ ماه پیش
  • دیوا

    18

    کلاغ که میگه یاد دیوا و آریل میوفتم😭😭😭

    ۶ ماه پیش
  • نورا

    2

    وای وای حقق دیوا و اریل..:)

    ۶ ماه پیش
  • Rez

    1

    نههههههه دارم دیونه میشم از این همه بدی که شازده در حق میکائیل کرده . میکائیل 🥲

    ۷ ماه پیش
  • هستی

    0

    چرا خزان نمیگه ؟ چرا حرف نمیزنه؟ چرا تیکه تیکه میگه ؟ خسته شدم از دست این دختر بگو که خود خان بابا هم تهدیدت کرد با خانوادت. چرا نمیگی یکی از دلایلش همین بود ؟

    ۸ ماه پیش
  • هستی

    1

    پس خان بابا دروغ گفت که میکائیل حاضر نبود با خزان ازدواج کنه ، درسته زشته پشت مرده حرف زد اما خان بابا حتی به اندازه زشتی پشت مرده حرف زدن هم حرمت نداره برام تو این داستان .

    ۸ ماه پیش
  • رمان خون مشهدی

    0

    واااییییی جیگرمممم آتیش گرفتتتت الهی بگردمممم چجوری بهش گفت قوی سفید 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۸ ماه پیش
  • Seti

    7

    ایخداا میکائیل بچمم دوسداشتنشو:)

    ۱۲ ماه پیش
  • کیانا فن داریوش

    7

    فریاد همه جا حضور داره😂👍🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • Nasi

    10

    وای بمیرم برا دلتتتت میکائیلللل😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • پراز

    2

    😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • داریوش فن

    18

    الهی بمیرم برای دلت میکائیل :( خاک بر اون سر خان بابا کنن که هر بلایی تونست سرت آورد.. حس میکنم توی پارت بعدی میکائیل بیماریش رو نادیده بگیره.. و این یعنی دارم به اخرای داستان نزدیک میشم. نوموخواااااااام😭

    ۱ سال پیش
  • ...

    1

    اسم موزیک چیه؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • مهی

    1

    من مردم دیگ طاقت خوندن ندارم چیکار کردی با دلم واییییییی

    ۱ سال پیش
  • غزل

    7

    فقط جای نیاز خالیه بیاد بگه چرا بازوی این دختره رو گرفتی😂❤️❤️❤️عاشق قلمتم مرجااااان

    ۱ سال پیش
  • راش

    10

    هم بغض هم کشف یه چیز خفنننن😭😭فریادم اینجاستتتتتت از رمان باهم در پاریس آیا متوجه شدیدددددد؟

    ۱ سال پیش
  • Azia

    1

    نیازمند توضیح بیشتری ام برادر..!

    ۱ سال پیش
  • ستایش

    7

    داداش اروم باش. فریاد در اصل برا دختر بد پسر بدتره

    ۱ سال پیش
  • راش

    0

    اره قاطی کردم🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • Mobina

    0

    مگه فریادم توی رمان با هم در پاریس هست؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • راش

    0

    نه بابا اشتباه شد

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️