به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت سی :
اخم کرده، آرام و با صدایی خفه غریدم: «واقعاً نمیفهمم چرا باید آدمی مثل تو اینجا باشه... حداقل یه ذره جدی باش!»
بدون اینکه نگاهم کند، همانطور که نگاهش به نقطهای نامعلوم دوخته شده بود، زمزمه کرد: «جدی بودن فقط وقتی معنا داره که بخوای زنده بمونی!»
سپس نگاهی کوتاه به من انداخت و ادامه داد: «تو مطمئنی میخوای زنده بمونی، برفین؟!»
سؤالش مثل سیلیای نرم به صورتم خورد. پلک زدم،
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نمیدانم
5فکر میکنم رئیس همون آدم برفی باشه
۲ سال پیشفاطمه
2این رئیس کیه یعنی برفین میشناس چرا گفت گوهری هست که هر کسی به دست آوردنش تلاش میکنه یعنی چی اگه برفین به دست بیار تنبیه و شکنجه تموم میشه 🤔🤔🤔🧐
۲ سال پیشNarges.
1فک کنم این تیکه رو الکساندر گفته..
۲ سال پیشستاره
1الان رئیس الک وخرس قطبی کیه؟؟اینجاکه زمهریره یخ وبرفین وخرس قطبی وکلا کولاک کرده نویسنده ❄️ ☃️
۲ سال پیشفیونا
6با به دست آوردن برفین تنبیه ها و شکنجه ها تموم میشه؟🤔 خیلی دوست دارم نفوذ کنم تو مغز نویسنده ها ببینم چه خبره🌝 مرسی بابت دو پارت❤️🌱
۲ سال پیش...
3خیلی خوبه
۲ سال پیشفاطمه
3با تشکر از نویسنده عزیز مثل همیشه عالی بود💝💐
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شیدا
1برنامه خوبیه