پارت چهل و سوم :

ریحان کنار پنجره نشسته بود، به آسمان تاریک چشم داشت و حتی نمی‌دانست چه حسی باید داشته باشد. روابطش با مهراد چنان سریع شکل گرفته بود که حتی فرصت نکرده بود بداند چه در جریان است... حالا می‌توانست بهتر فکر کند مهراد را نمی‌دانست اما به یقین می‌دانست که شبانه احساسی به مهراد دارد. اوهمسرش بود و ریحان حالا که دقیق فکر می‌کرد، شبانه هیچگاه حسش را نسبت به مهراد نگفته بود؛ البته وقتی ریحان فک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • GOLBARG

    0

    عجب بازی قاراشمیشی راه افتاد 😂دمت گرم نویسنده محبوبم؛)

    ۱۱ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    عالییی بود

    ۱ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    😘😘

    ۱ سال پیش
  • شهرزاد

    1

    واییی خیلی خفنه دمت گرم نویسنده جان

    ۱ سال پیش
  • ...

    0

    عالی فوق العاده

    ۱ سال پیش
  • الهام

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • پروین

    2

    به نظر رومان جذاب و غیر قابل پیش بینی هست

    ۲ سال پیش
  • ستاره صدر

    3

    آزار و مهراد هردو تر زدن و خراب کردن با این دیونه بازی هایی که از خودشون جلوی دخترا درآوردن

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    تو زندگی واقعی بیشتر آدما گند می‌زنن😎

    ۲ سال پیش
کپی شد!