گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت دویست و هشتاد و ششم :
لاقید شانه بالا دادم:
-کی بود؟ چجوری مرد؟ با هم صمیمی بودین؟ اونم تو جنگِ خوناشامها و شکارچیها کشته شد؟
پوفی کشید و رو به جلو متمایل شد. دستهایش را درهم قلاب کرد و با کلافگی گفت:
-نه صمیمی نبودیم. از من بیست سالی کوچیکتر بود. تو یه خانوادهی فقیر هم زندگی میکرد. اون زمان من جزو ثروتمندای دهکده بودم. پدر بزرگم حکم شاهِ ده رو داشت. پویا همبازی آرتمیس بود. آرتمیسم تا میت
لطفا صبر کنید...
