پارت صد و هفتاد و دوم :
سکوت همچنان حاکم فضا بود. صدایی از هیچکدوممون در نمیاد.
اهورا که دید وضعیت داره وخیم میشه نفسی از سر اضطراب کشید.
***
هردو رو صندلی زیر بید نشستیم.
نسیم خنکی داره با موهامون بازی میکنه.
نه من چیزی میگم و نه اون. شاید... منتظریم دیگری شروع کنه.
شاید حرفای زیادی رو نک زبونمون نگه داشتیم.
اهورا رفته.
به خیال خودش ما رو تنها گذاشته تا مثلا سنگامون رو وا بکنیم.
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
زهرا 🩷
0سام غیرتی🫣