پارت صد و هفتاد و یک :

سام#
ایستادم کنار درخت بید ته باغ.
اهورا و البرز نشستن رو صندلی. دست به سینه تکیمو دادم به تنه بید:
- داماد و وسط جشن بلند کردی بردی باهاش اتمام حجت کنی. خب؟
اهورا رفت سر اصل مطلب:
- مریم از رخشا مخفیش کرده. ولی... شرایط خاص خودش و داره.
پلک باریک کردم. ادامه داد:
- به محض تموم شدن ماموریتت باید بیای پیشم تا پیشگیری اولیه رو پیاده کنم. تو می‌گی نمی‌خوای درمان بشی درست

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا 🩷

    0

    😢🥺😢🥺😢🥺😢🥺😢🥺😢🥺😢🥺😢🥺😢

    ۳ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!