پارت صد و هفتاد :

- گذشته‌ها گذشته. می‌فهمم. فشاری که اون موقع روت بود؛ قطعا سنگین‎تر از حدی بوده که به ظرفیت تحملت بخوره. این‌که این‌شکلی سرحال و خوش‌حال می‌بینمت... خیلی مایه دلگرمیمه.
- ممنون که درک می‌کنی دریا.
- تبریک می‌گم. همه فکر کردن دوستت سرگرد نیکنام، آممم... سرگرد سابق، فوت شده بود. با شنیدن خبر زنده بودن و برگشتش خوشحال شدم. فقط قابل درک نیست... این‌که به این راحتی استعفا داد و رفت.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    عالی ایکاش آفلاین بود مردم از هیجان قسمت ها

    ۲ سال پیش
  • رمان خیلی قشنگی بود

    0

    من عاشق این رمان شدم

    ۲ سال پیش
  • Tara

    0

    آخ واسه فرید:)))

    ۲ سال پیش
  • هانی

    2

    اخییی ی عروسی دیگه افتادیم 😂😉😉

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!