باتلاق به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت سی و نهم :
با قدمهای سست و لرزان به سمت جعبه رفت و داخلش را وارسی کرد.
با دستانی رعشه زده برگههایی که داخلش بود را بیرون کشید، دیدن برگه صیغه نامه با نامهای یاسین و یغما اشک به چشمهایش آورد.
نگاهش را از برگه گرفت و به گردنبد داخل جعبه داد، حالا معنای آن را میفهمید، آن دو "Y" انگلیسی درهم تنیده!
با دیدن برگهای که میگفت آن زن مبتلا به اچ آی وی بوده است سرش سوت کشید!
دستش را روی
لطفا صبر کنید...
