پارت صد و شصت و هشتم :

اهورا دستی به گردنش کشید:
- هیچی. همون ندونی بهتره.
مریم رژ و ازم برداشت:
- بیا تمدیدش کنیم.
اهورا اشاره کرد به سام:
- یکم مردونه صحبت کنیم تا کار خانوما تموم می‌شه؟
نگاه مشکوکم چرخید رو اهورا.
- داری آبجیمونو می‌بری عین یاشار یه اتمام حجتمون بشه.
و خندید.
مریم چونم و گرفت و سرم رو چرخوند:
- تکون نخور!
سام سری تکون داد.
- دیگه تحمل داداشای رخشا داره سخت می

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مارال

    0

    لطفا پارت هارو زود به زود بذارید

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!