پارت صد و بیست و یک :






-من آوردمش پیش تو کمکش کنی.
مقابل انوشه ایستاد و بهش زُل زد:
-به تو چه که دایه‌ی دلسوزتر از مادر شدی. کشیدمت اینجا تا بهت بگم تو کارش دخالت نکن. این کیس دردسرسازه.
-تو نکنی می‌ره یه جای دیگه.
-اونوقت به ما مربوط نیست.
-پس چرا فرستادیش دنبال سونوگرافی؟
-برای اینکه بفهمه می‌خواد یه موجود زنده رو نابود کنه.
-یه ماهی قرمزو؟
-اون ماهیِ از نظر تÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    به قول بیتا خانم عقایدت برای خودت خرج کن،همین حرفارو تو گوش شیدانه خوند وگرنه با حرفای یاسمین تقریبا قانع شده بود والانم سر زندگیش بود 😠🙏🏼

    ۱ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    به این میگن یه دکتر وظیفه شناس ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    عزیزدلید

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️