پارت صد و بیست و یک :






-من آوردمش پیش تو کمکش کنی.
مقابل انوشه ایستاد و بهش زُل زد:
-به تو چه که دایه‌ی دلسوزتر از مادر شدی. کشیدمت اینجا تا بهت بگم تو کارش دخالت نکن. این کیس دردسرسازه.
-تو نکنی می‌ره یه جای دیگه.
-اونوقت به ما مربوط نیست.
-پس چرا فرستادیش دنبال سونوگرافی؟
-برای اینکه بفهمه می‌خواد یه موجود زنده رو نابود کنه.
-یه ماهی قرمزو؟
-اون ماهیِ از نظر ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    به قول بیتا خانم عقایدت برای خودت خرج کن،همین حرفارو تو گوش شیدانه خوند وگرنه با حرفای یاسمین تقریبا قانع شده بود والانم سر زندگیش بود 😠🙏🏼

    ۱۱ ماه پیش
  • مریم گلی

    1

    به این میگن یه دکتر وظیفه شناس ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    عزیزدلید

    ۲ سال پیش
کپی شد!