آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و هفتاد و پنجم :
زندگی...،
راستش را بخواهی، حتی نمیدانم چطور باید توصیفش کنم! فکر میکنم هرانسانی، زندگی را براساس آنچه که تجربه کرده است توصیف میکند.و توصیف من از زندگی،با توصیف تو از زندگی،میتواند از زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد.تقدیر، زندگی من را در روزهایی خلاصه کرد، که با گوشت و استخوانم برای تحقق یک رویا جنگیدم! برخلاف آنچه که میگفتند، تلاش برای تحقق یک رویا کافی نبود! گاهی با گ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
Ftmzhra
0بی نظیر بود تاحالا تو عمرم رمان به این قشنگی نخونده بودم انگار تمام لحضات رو خودم اونجا بودم همچیو حس کردم استرس داشتم کلی گریه کردم.باکل کلای امیر و بردیا کلی هم خندیدم.عالییی بود واقعا🤌🤌🙂
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
باعث خوشحالیمه که تا این حد از خوندن رمان لذت بردید❤️❤️ جلد دوم رمان رو میتونید از بخش آنلاین دنبال کنید❤️ امیدوارم اونجا هم همراه ما باشید❤️
۳ ماه پیشمنیر
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
- 0
عالی بود و بی نظیر
۴ ماه پیش 
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۴ ماه پیشپری
0عالیییی بود
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۴ ماه پیشاسما
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
ترنم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥺🥺
۵ ماه پیشهانیه
0بدون شک رمانت بی نظیر بود ندیدم مثلش رو دستت نی🫠
۶ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلمی❤️💋
۶ ماه پیشRez
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
حقیقتا حتی اگه بهار هم میخواست، احتمالش خیلی کم بود که خانوادهاش امیر رو قبول کنن💔💔
۶ ماه پیشRez
0بهار نازنینم . دختر مظلومم امیرسام هم خیلی مظلوم 🥲 اشکم در اومد.
۶ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥺🥺🥺
۶ ماه پیشملیناممم
0خیلی خیلی رمان خوبیه بار دومیه که میخونمش . عالی دمت گرم نویسنده
۷ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
باعث خوشحالیمه❤️✨️🌸
۷ ماه پیشالهام
0عالی ترین و تک ترییین رمان عمرم بود من سر هر رمانی اخراش حوصله نداشتم ادامه بدم ولی این رمان رو اونقدر دوست داشتم که نمیخواستم به پایان برسه بهترین نویسنده ای😍😍😍😍
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم❤️ خداروشکر که دوسش داشتی و مرسی از نظر قشنگ و دلنشینت❤️امیدوارم در جلد دوم هم همراه ما باشی😍✨️
۲ سال پیشآزاده دریکوندی
2واقعا چقدر مهراب به آهیر وفادار بود... چقدرم از خودگذشتگی کرد براش🤔 یعنی عشقش به آهیر گویا اینجوری بود که اگه ارومیه بشی روت ارس میکشم واست حبس توی قفس می کشم....🤭
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂😂😂😂 از خودگذشتگی هم نمیکرد،آهیر خودش نابودش میکرد😂❤️
۲ سال پیشمهرا
0من اگه جای اهیر بودم که خداراشکر نیستم مواظب آدمای وفادار دور و اطرافم می بودم حتی یک ذره خراشم برندارند در این باره هیچ وقت نمیتونم اهیر و درک کنم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
آهیر جزء خودش به کسی فکر نمیکنه🥲👌🏻
۲ سال پیشحنا
2خیلی خوشحال شدم یه لحظه از اینکه آهیر مرده ولی خب نمیرالمومنین هست این پدر مجهول به قول امیر. کاش از خدا چیز دیگه ای می خواستم گفتم یه ملاقات بهشون بدهکاری 😂 مرسی از این پارت ❤️ 🔥🙏
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم❤️✨️ حالاحالاها با آهیرخان کار داریم😬
۲ سال پیشحنا
0آهیر کم بود خودش حالا قراره خاج هم اضافه بشه؟! مگه خاج بابای آهیر نکشته پس چرا از اون انتقام نمیاره تازه پشتش هم بهش گرمه. فقط زورش به ثامر و خانواده ق ثامر رسید 😡😑
۲ سال پیشمهرا
0شاید بخشی ش هم به ثامر مربوط باشه همون اوایل پارت انگار ثامر قبلا برای یکی کار می کرد شاید خاج بوده شایدم نه یادم نیست چیزی راجبش گفته باشن ولی افراد خاج بودن که به خونه ثامر تیراندازی کردن🤔
۲ سال پیشمهرا
0یکم عجیب یکبار به خونش تیراندازی کردن هیچکس نمرد و بعد چندسالم فهمید بریتنی که مرده زندست و تا اون موقع هم کسی بهشون حمله ای نکرد البته ممکنه هم به خونه ی ثامر چندباری حمله کرده باشن
۲ سال پیشمهرا
0ولی وقتی ثامر با بردیا راجب خاج صحبت می کردن که اون می دونه برسام کجاست انگار خودشم نمی شناختش 🤷🏻 ♀️یکم گیج شدم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله ثامر نمیدونست خاج دقیقا کیه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
افراد خاج نبودن که تیراندازی کردن...افراد پدر خاج بودن و اینکه به خونه ثامر هم نبود...به رئیس ثامر حمله کردن❤️
۲ سال پیشمهرا
0یادم نبود☺️ولی تمام معادلات ذهنیم به هم خورد معلوم شد اهیر دنبال انتقام نبود به دستور خاج اینکار و انجام داد چقدر حس عجیبی خاج و اهیر باهم کار می کنن ورود خاج و خیلی دوست داشتم🥰
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
آهیر هفتخط تر از این حرفا است😬😂 به نظرم فعلا تصمیمی درموردش نگیر❤️
۲ سال پیشحنا
0اشتباه تایپی داشتم انتقام نمیگیره از خاج؟ زورش به ثامر و خانوادش رسید فقط
۲ سال پیشمهرا
0یک جای کار می لنگه واقعا چرا نمیره سراغ خودخاج بعد می ره دنبال دخترش دلارا بعدشم ثامر و میکشه و امیرسام و گوشمالی می ده بعد دستخالی هم فرار می کنه🤔
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شاید آهیر نمیدونه خاج قاتل باباشه...شاید هم ....❤️
۲ سال پیشمهرا
0واین که چقدر اخیر دربرابر خاج مظلوم بنظر می رسید موقع ورودش یک لحظه اهیر و این وسط مظلوم تصور کردم🤭
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شاید آهیر نمیدونه...شاید هم میدونه و برنامه دیگهای داره..😁❤️
۲ سال پیشفاطمه ع
0چون امیر عشق داستان انگار ما بهاش زندگی کردیم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😍❤️👌🏻
۲ سال پیشستاره
0چه قدرقشنگ خب خداراشکر همه زنده اند💐💐
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت❤️😍
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهلا
0به جان خودم اگ خوب تموم شه بقیشم میخونم امیدوارم خوب تموم شه 😢 ولی من هنو افسوس رابطه امیر و بهار و میخورم