پارت دوازده :

حامد رو به هلن گفت:
-سلام، حامد هستم دوست عرشیا و لیدا.
بعد به پهلوی عرشیا ضربه‏ای زد و گفت:
-توام سلام بده خودت رو معرفی کن.
عرشیا ضربه‏ای به پشت حامد زد و گفت:
-سلام حامد جون. بیا بریم خودم‏و معرفی کنم بهت عزیزم.
حامد مصنوعی گریه کرد، دستش رو به طرف ما دراز کرد و گفت:
-کمک...
عرشیا دست دیگه‏ش رو گرفت و دنبال خودش کشید. من و هلن با خنده به رفتار بچه‏گانه‏شون ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دتت

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • غلامی

    2

    اول همه میزارن رایگانه بعد وقتی چند پارتشو میخونی و میری تو نخش میشه وی ای پی باید هزینشو پرداخت کنی

    ۲ سال پیش
  • شیرزادی

    1

    خیلی قشنگه واقعا🥰🤩🤩

    ۲ سال پیش
کپی شد!