پارت سوم :

حین راه افتادن گفتم:
- موافقم. الآن می‌برمت یه جای خوب که کیف کنی. همچین قشنگ گوشت بشه به تنت.
شونه بالا انداخت و گفت:
-ببینیم و تعریف کنیم.
تا مقصد سکوت کردیم و از موزیک لذت بردیم. خوبی حامد این بود که مثل من از موزیکای آروم و البته سنتی لذت می‌برد.
بالأخره به محل مورد نظر رسیدیم. جلوی رستورانی که پاتوقم بود نگه داشتم و گفتم:
- بپر پایین.
نگاهی به رستوران کرد و گفت:
- واو! اینجا که خیلی گرونه!
خندیدم و گفتم:
- نترس. مهمون منی. بریم قفقازی بخوریم اگه دوست نداشتی سلطانی هم می‌تونیم بخوریم.
کمی نگاهم کرد و گفت:
- مطمئنی؟! حداقل هشتصد باید پیاده بشیا!
در ماشین رو باز کردم و گفتم:
- بدو تا پشیمون نشدم.
شونه بالا انداخت و گفت:
- من که ظرف نمی‌شورم. یعنی اصلاً بلد نیستم بشورم.
خندیدم و گفتم:
- یادت می‌دم اشکالی نداره.
از ماشین پیاده شد و وارد رستوران شدیم. پشت میزی که دورتر از همه بود نشستم. حامد نگاهی به من کرد و گفت:
- چرا این کنج نشستی؟!
کیفم رو روی صندلی کناری گذاشتم و گفتم:
- چون خلق و خوی ببر دارم.
سؤالی نگاهم کرد. خندیدم و گفتم:
- ببر وقتی شکار می‌کنه، طعمه‌ش رو ۶متر می‌بره بالای درخت تا توی آرامش غذا بخوره. می‌خوام کسی نبینتم. اینجوری راحت‌ترم.
کتش رو روی صندلی آویزون کرد و گفت:
- پس اگه جرم نمی‌دی برم دستم‏و بشورم!
اخمی از تعجب کردم و گفتم:
- واسه چی باید جرت بدم؟!
خندید و گفت:
- یکی دیگه از خصلت‌های ببر جر دادنه، می‌خوام از بغلت رد شم برم دستام‏و بشورم.
بلند خندیدم و گفتم:
- برو، بیا؛ منم برم بشورم.
چند دقیقه‌ای از رفتن حامد گذشته بود که گارسون به سمتم اومد. ازش خواهش کردم چند دقیقۀ دیگه که حامد میاد، دوباره بیاد و سفارش رو بگیره.
من و حامد دوستای دوران کودکی بودیم. می‏شه گفت مادربزرگامون خونه یکی بودن و مادرامون با هم دوست صمیمی بودن. مادر حامد دو سال زودتر از مادر من ازدواج کرده بود، واسه همین هم حامد حدودا دو سال از من بزرگ‏تر بود. ما با هم بزرگ شدیم، با هم درس خوندیم، با هم پیشرفت کردیم و البته خیلی هم خونۀ مادربزرگامون خرابکاری کردیم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    چرامین خوب بود

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • مبینا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • محدثه

    0

    💕💕

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    خیلی خوبه

    ۲ سال پیش
کپی شد!