پارت بیست و چهارم :


« یک هفته بعد»
- چرا امضاء نمی‌کنی؟
بعد از این حرف خودکار رو به سمتم سوق داد و با نوک انگشت به برگه‌های روبروم اشاره کرد.
با سستی خودکار رو برداشتم و بی‌توجه به محتوای نوشته‌ها زیرشون رو امضاء کردم.
برام مهم نبود رامتین چه قراردادی برام نوشته و در ازای چه دروغ‌هایی آزادی مشروطم رو گرفته، فقط می‌خواستم بی‌توجه به همه چیز یه بار دیگه تنها کسی که برام مونده بود رو بغل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ژاله

    0

    خیلی خوب شد که این مردک مرد کاش رویا زود تر اینکاررا می کرد.

    ۱۱ ماه پیش
  • Sara

    0

    این رمان خیلی جذابه ممنون از نویسنده اش ولی کاش در این بین احساسات رایان هم بیان میشد

    ۱۱ ماه پیش
  • زرزر

    0

    عالی واقعا درگیرش شدم

    ۱۲ ماه پیش
  • ثریا

    6

    من همچنان منتظر جاسوس بازیم

    ۲ سال پیش
  • صحرا

    8

    یکی بهم بگه که همه اینارو خواب دیده😑

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    8

    خیلی هیجانی و پر ماجرا..دمتون گرم

    ۲ سال پیش
کپی شد!