پارت هجده :

نگهبان دیگه‌ای به جلو هدایتش کرد.
- برای تحقیقات و بازجویی های بیشتر هردوشون رو بندازید انفرادی.
افسر کارلایل این رو گفت و رفت.
بازوم دوباره کشیده شد و نگهبان به سمت سلول‌های انفرادی کشیدم.
مسیر طولانی ساختمون ها با عجلهٔ نگهبان‌ها به سرعت طی شد.
آندریا رو توی تاریکی یکی از سلول ها پرت کردن و قبل از این‌که به خودم بیام، با همون شدت منم توی اون یکی سلول پرت شدم.
با

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کیانام

    6

    قلم نویسنده و فضاسازی و دیالوگ ها به حدی قویه که احساس می کنم اونجام و همه چیز رو میبینم و میشنوم...

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    4

    عالی

    ۲ سال پیش
کپی شد!