شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت هفتاد و هشتم :
بغض توی گلویم نشست چیزی که گفت را انجام دادم، در حالیکه دست و پاهایم بدجور می لرزید. به تاج تخت تکیه دادم و پتو را روی سینه ام کشیدم و توی چنگم در آوردم. روی تخت نشست و دستش را روی صورتم کشید و گفت:
-ببینمت.
لبم را گزیدم و نگاهم را بزور از روی تخت به صورتش کشاندم. شرم و بدبختی از قیافم مشخص بود. پیراهنش را با دو دست از تن بیرون کشید و با قدم های بلند روی تخت سوار شد با چهار دست و پا به سم
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لونا
2حقیقتا کمرم شکست:| دیگه آدم قبلی نمی شم
۶ ماه پیشای لاو هانتر
5پشمااااااامم... پشم؟ مگه پشمی هم مونده؟؟؟؟ وااااای اصلا نمیدونم چی بگم... چقددددد خفننن بوووووووووود
۲ سال پیشثریا
4وای خدا 🥲💔🤧
۲ سال پیشنیل
12الیسال دوستاش رو فروخت؟قبل از اینکه الیسا دوستاش رو فروخته باشه،دوستاش اونو فروختن، مجبور به کارهای ناشایست کردن بدگویی کردن و...آرن اونو اینجا حبس کرد هویتش رو پاک کرد.تا اینجا همه درمقابلش بودن،
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
🫰🏻❤️
۲ سال پیشنیل
9این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
آذر
3نه مجبورش نکرد گفت که حق انتخاب داره
۲ سال پیشریحانه
4این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
آذر
1اره دقیقا
۲ سال پیشرونیا
7اخ شکست خوردم، چقدر برای این دوتا ذوق داشتم
۲ سال پیشZahra
8پارت جدید نبود امروز؟ صدبار چک کردم واسه این رمان فقط میام🥲💔
۲ سال پیشAriana
4وای خیلی منتظرم تا پارت جدید بیاد ممنون از نویسنده 🌸
۲ سال پیشزهرا
3پارت چیشد پس :)
۲ سال پیش?
7پس پارت جدید کو😭
۲ سال پیشنیستی
9اتفاقا بنظرم الیسا کار عاقلانه ای کرد درخواست هانت رو قبول کرد.بنظرم هر کدوم از ما هم توی اون جهنم دره گیر میوفتادیم و همچین کاری حکم آزادیمونو داشت انجام میدادیم
۲ سال پیشلیلی
2وایییی قلببمممم خیلی خفن بود💛😍 خدایی آرن بدجور داره رکب میزنه😂😂😂
۲ سال پیشمهسا جون دل
7من از الیسا متنفر شدم من دوست داشتم حداقل الیسا یکم شجاع و باهوش تر باشه آخه این چه شخصیتی که الیسا داره من موندم آرن از چی این دختر خوشش میاد و عاشقش شده واقعا آرن بد سلیقه است تو انتخاب دختر اه اه
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
هانتر پنج سال تعقیبش کرد تا فهمید جنس ذات الیسا با بقیه اونها فرق داره مگه قراره هر شخصیتی قوی و جنگجو باشه؟ اون وقت همه ی رمان ها تکراری میشن و کلیشه به وجود میاد
۲ سال پیشفاطمه
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
لطفا صبر کنید...

مادمازل
2دقیقا همونی که حدس زدم که تحقیرش میکنه.👌🏻 الیسا مجبور نبود آرن هم گفت باید تو بازی ببری... اینکه برای زنده بودن هر کاری بکنی درست نیست به چه قیمت؟ یه جا خود الا گفت پس فرق من با بقیه چیه ولی حالا خودش هم شد یکی مثل اونا که برای زنده بودن حتی جسم خودش رو فروخت 🤷🏻 ♀️ ❤️