پارت صد و سیزده :

افرا زودتر از روزهای قبل، از خواب بیدار شده بود و تصمیم داشت امروز، صبحانه را برای طاها و ساغر آماده کند. برایش خنده‌دار بود اما در این مدت که با طاها زندگی کرده بود، خانه‌داری را از او یاد گرفته بود! خامه، عسل، کره و پنیرخامه‌ای را هر کدام داخل ظرف‌های مخصوص خودش، روی میز چید. چای را همراه کمی هل و دارچین دم گذاشت و سراغ نان‌ رفت. سعی داشت هرچه سلیقه دارد، به کار گیرد و میز را زیبا بچین

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    چه پررو سمانه،هرچی ازدهنش اومده بار افرا بیچاره کرده تازه انتظارداره طاها دودستی تقدیمش کنه هیچی به فرحان هم نگه

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    آخی افرا بالاخره فهمید🥺🥺عالی بود مرسی نگار جونم 💋💋میشه پارت هارو بیشتر کنی لطفا 🙏💋

    ۲ سال پیش
کپی شد!