پارت نوزده :

یک ساعتی بود که دکتر تو اتاقش بود و منم غرق حال بد تو سالن طبقه اتاق ها روی کاناپه نشسته بودم.
هیچ جوره تو کتم نمیرفت که اون حرف ها رو دلارام زده باشه.
همیشه از نگاهش و رفتاراش هیچی جز تنفر احساس نمیکردم.
حالا چیزهایی گفته بود که خلاف تصوراتم بود.
نمیتونستم بفهمم این دختر حتی اگه واقعا عاشق شده عاشق چی من شده.
اون که نه اخلاق خوش از من دیده بودو نه محبتی از طرفم گرفته ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    00

    خیلی هیجانی و قشنگ بود ،فقط یه روز در هفته برای همچنین رمانی خیلی کمه ،اگه بشه روزهای پارت گذاری رو بیشتر کنید خیلی خوب میشه ،ممنون نویسنده جان

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.